اولين روز عيد 1393
عزيزدل مامان وبابا قربون شكل ماهت برم روز اول عيد شد قرارشد طبق قرار هرسال بريم خونه مامان منيژه آماده شديم و اونجا رفتيم همه خونه مامان منيژه بودند حتي زندايي ناهيد ، دختر زندايي نيلوفرجون كيف و كفش خوش آب رنگي داشت كه تو وقتي ديدي دلت مي خواست اونها را بپوشي و كيف دستت بگيري عاشق كفش پاشنه بلند بودي خلاصه عزيزم اجازه گرفتي و پوشيدي اينم عكساي قشنگت . اما دل من تاب تاب مي كرد نكنه خدايي نكرده مشكلي برات بوجود بياره اما خداروشكر به خير گذشت . خوشگل مامان اون روز به جز اون كيف و كفش هاي نيلوفرجون يه سري ديگه هم كيف و كفش استفاده كردي و حتي لباسهاي عيد خودت رو پوشيدي گفتي ازمن عكس بگيري . ...



